نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





خدایا، تو را می خوانیم


وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود
وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشكند
وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ میكشد
و انتظارها به‌ سر نمیرسد
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود
و تحملمان‌ هیچ ...


آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو

فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ میكنی ...


آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را گریه‌ میكنیم
و تو را نفس‌ میكشیم



وقتی تو جواب‌ میدهی،
دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ میكنی
و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری
گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی
و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند میزنی
سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ سبكی میگذاری و راحتی؛
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند


خواب‌هایمان‌ را تعبیر میكنی
و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی؛
قهرها را آشتی میدهی
و سخت‌ها را آسان
تلخ‌ها را شیرین‌ میكنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود

و سیاهی‌ها سفید سفید ...

خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم




[+] نوشته شده توسط تنها در 10:59 قبل از ظهر | |






قصه عشق یک مرد جوان !


من سرم توی کار خودم بود ...



بعد یه روز یه نفر رو دیدم ...


اون این شکلی بود !








ما اوقات خوبی با هم داشتیم ..




من یه کادو مثل این بهش دادم



وقتی اون هدیه من رو پذیرفت ، من اینجوری شدم!




ما تقریبا همه شب ها ، با هم گفت و گو می کردیم ..






و این وضع من توی اداره بود ..



وقتی همکارام من و دوستم رو دیدند، اینجوری نگاه می کردند ..




و من اینجوری بهشون جواب می دادم ..



اما روز والنتاین ، اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه..



و من اینجوری بودم  ...





بعدش اینجوری شدم ...






احساس من اینجوری بود ..



بعد اینجوری شدم ...





بله .. آخرش به این حال و روز افتادم ...



پدر عاشقی بسوزه !



بپا تو اینجوری نشی


[+] نوشته شده توسط تنها در 8:54 بعد از ظهر | |






گفتگو


گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: دارم میمیرم

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد !

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه سرش رو شیره مالید

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن، تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم.

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون و مثل همه شروع به کار کردم، اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه ...

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدنو قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام خداحافظی کرد و تشکر

داشت میرفت

گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم.

با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم،

رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟

گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!

خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد ...


راستی اگه لحظه دقیق شکستن شیشه عمر برامون مشخص بود؛
در این زمان باقیمانده چه کارها که نمی کردیم و چه کارها که می کردیم ؟!

[+] نوشته شده توسط تنها در 10:34 قبل از ظهر | |






تنها عشق واقعی است که می ماند

برخلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت این است که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم، آن را تغذیه کنیم و مستمراً به آن رسیدگی نماییم.
چگونه عشق به مرور کمرنگ می شود یا از بین می رود؟

ما عاشق ایده آل ها و کمال ها می شویم و از نقصان ها می گریزیم. شاید تعجب کنید اگر بدانید معمولا انسان ها عاشق یک موجود کامل و بدون نقص در ذهن خود می شوند و هنگامی که این تصویر ذهنی را با یک دختر یا یک پسر در اطراف خود منطبق می کنند، به آن نام عشق می نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتی رشد می یابد و قلب ما را به تپش وامی دارد که او خود را منطبق با تصویر ذهنی ما ارایه دهد و هنگامی که به مرور او را متفاوت از ذهنیات خود ببینیم، عشق ما رو به افول می رود. اما این که تصویر ذهنی ما چگونه باید در بیرون شکل بگیرد و حفظ شود نیاز به تخصص و منطق دارد، لذا عشق مافوق عقل است، یعنی این که باید از مسیر عقلانی و منطقی گذر کند و بالاتر از تفکر خام ما باشد، نه برعکس. یعنی عشق نباید مادون فکر باشد. عشقی که مادون باشد و از سطح پایین تری برخوردار باشد، ارزش ندارد تا برایش بمیریم.

پس اگر در زندگی به مرور دریافتیم همسرمان از زیر بار وظایف و مسوولیت های خود شانه خالی می کند، لذت های خود را محور قرار می دهد و هنوز "من" بودن محور فکری اوست. این گونه می شود که کسالت مزمن عشق، را به چشم خواهیم دید. از دیگر آفت هایی که ما به عشق می رسانیم، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

عدم انعطاف پذیری

عدم انعطاف پذیری نسبت به مسایلی که در زندگی با آن روبه رو هستیم. مثلا اگر تعصب روی روش و سلیقه های خود داشته باشیم و به علاقه ها، سلیقه ها و شیوه های زندگی همسرمان، مکرراً انتقاد کنیم یا به آن اهانت کرده یا آن را مسخره کنیم.

کمال گرایی افراطی

از آن جا که در ناخودآگاه عاشق "خوبی مطلق"، "مثبت مطلق" و "کمال مطلق" شده ایم و خود را آخر معرفت و خوبی ارزیابی کرده ایم، به مرور این ارزیابی خطا، خود را به ما نشان می دهد و دچار مشکل می سازد. او هرگز نمی تواند انتظارات و توقعات ایده آلی ما را برآورده کند. او هم یک انسان مثل بقیه انسان هاست و بدیهی است که نقاط ضعف زیادی نیز در کنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.

عدم مهارت زندگی

مهارت های کافی جهت رسیدگی به بذر عشق را نداریم. مهارت های ارتباطی زندگی را کسب نکرده ایم، مقابله یا تنش ها و مشکلات را تجربه نکرده ایم، نحوه سازگاری با مسایل زندگی را نیاموخته ایم، همه و همه موجب ناکارآمدی ما در ایجاد عشق و آرامش در زندگی می شود. در حیطه و مرزهای همسرمان دخالت می کنیم و به نام عشق و دوست داشتن وی را کنترل کرده و قفس نامریی انتظارات خودمان، او را محبوس و زندانی می کنیم.

عدم رعایت حریم خانواده و مرزهای زندگی

به وظایف خود در زندگی آگاهی ندایم یا مرزهای مسایل زندگی و مشکلات خانواده را رعایت نمی کنیم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بیرون منتقل می کنیم. مشکلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان، فامیل، حتی همسایگان و... در میان می گذاریم یا در حیطه و مرزهای همسرمان دخالت می کنیم و به نام عشق و دوست داشتن وی را کنترل کرده و قفس نامریی انتظارات خودمان، او را محبوس و زندانی می کنیم. مثلا به علایق او، دوستان وی، نحوه لباس پوشیدن او، شیوه راه رفتن و حتی طرز تفکر و احساسش انتقاد کرده و او را در تنگنا قرار می دهیم و در نهایت آزادی را از او می گیریم.

مشکلات شخصیتی و انتظارات غیر واقع

توقعات بی جایی به لحاظ مسایل شخصیتی خود، از همسرمان داریم، که برآورده شدنی نیست و برآورده نمی شود. مثلا یک نفر با اختلال شخصیت وسواسی، یاد نکته سنجی می کند و معیارهای زیادی در ذهنش دارد و با ریزبینی بیش از حدی که به همسرش نشان می دهد و او را در چهارچوب خشک و در قالب معیارهایی که تعیین کرده؛ حبس می کند و عرصه را بر او تنگ می نماید. یا کسی که اختلال شخصیت پارانویید دارد و بدبین است، با سوءظن ها و بدبینی هایی که آنها را در ذهن خود می بافد، همسرش را همیشه در نقش یک دشمن و جاسوس می بیند.

لذت طلبی و خودکامگی

ما باید در چهارچوب خانواده، خود را مقید به بعضی امور کنیم. وقتی که لذت های خود را که در خارج از خانواده است به صورت افراطی دنبال می کنیم و توجهی به خواست و میل خانواده نداریم، به مرور زندگی یک طرفه و بی روح می شود. زن و شوهر هر کدام دنبال تمایلات خاصی در خارج از خانواده هستند و لذت بردن از یکدیگر را درک نمی کنند. عشق عمیق تر از آن است که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسایل مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می شود.

عدم مهارت های ارتباطی

نمی توانیم ارتباط موثری با همسرمان برقرار کنیم، حرف هم را نمی فهمیم. هر کدام به ظاهر منطقی صحبت می کنیم ولی نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم. توجه کافی به احساسات، خواسته ها و صحبت های یکدیگر نداریم. گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دریغ می کنیم. در رساندن حرف های خود به یکدیگر آنها را تحریف می کنیم یا آن قدر مبهم رفتار کرده یا صحبت می کنیم که دیگری را به خطا می اندازیم. در واقع مهارت های ارتباطی را نمی دانیم.


اگر گویند "لحظه ای است روییدن عشق..." پس این هم شاید درست باشد که "لحظه ای است مردن عشق". ولی عشق عمیق تر از آن است که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسایل مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می شود.

آن چه که اکثرا افراد با هم اشتباه می گیرند؛ "هوس" و "عشق" است. "هوس"، میلی شدید برای پاسخ آنی به یک نیاز جسمانی و روانی است که به خود رنگ رمانتیک می گیرد و یک استدلال به ظاهر عقلانی نیز در پی دارد و پس از ارضا تا زمان نیاز بعدی محو می شود. هوس شامل آن چیزهایی از وجودتان است که شما نقشی در آن نداشته اید. فقط احساسی هست که در خود برای ارضا نیاز می بینید. اما "عشق"، دوام دارد و مهارت های زوجین به رشد آن کمک می کند. دو طرف با برنامه و انرژی آن را رشد داده و تداوم می بخشند و از آن نگهداری می کنند و بیشتر از آن که احساسی باشد، متشکل از احساس و منطق است.

عشق سنگین و به تدریج می آید، با زحمت و تلاش می ماند و هرگز نمی رود. و از همه مهم تر اینکه منحصر به فرد می ماند و هیچ کس و هیچ چیز جای آن را نمی گیرد.

[+] نوشته شده توسط تنها در 10:23 قبل از ظهر | |






دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را . . . به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به بادها مي داد و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد دلم براي کسي تنگ است که چشمهاي قشنگش را به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند دلم براي کسي تنگ است که همچو کودک معصومي دلش براي دلم مي سوخت و مهرباني را نثار من مي کرد دلم براي کسي تنگ است که تا شمال ترين شمال با من رفت و در جنوب ترين جنوب با من بود کسي که بي من ماند کسي که با من نيست کسي که . . . - دگر کافي ست.

[+] نوشته شده توسط تنها در 6:13 بعد از ظهر | |






نامه زیبای نادر ابراهیمی به همسرش


مطلبی که در این پست می خوانید بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است. توصیه می کنم كه همه زوج‌های ایرانی این نامه را چندین و چند بار و نه به ‌تنهایی بلکه با هم و در كنار یكدیگر ‌بخوانند. برای تمامی زوجهای کشورم آرزوی سعادت و همراهی همیشگی دارم و این نامه را به همه زوج‌های جوانی که امید را دستمایه قرار داده و هدیه ای جز خوشبختی را از زندگی نمی خواهند تقدیم می‌كنم.


تفاوت !

همسفر

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

عزیز من !

دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.

و یکی کافیست.

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.

اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من !

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.

اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.

اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم.

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم

من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.

و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من !

بیا متفاوت باشیم ...


[+] نوشته شده توسط تنها در 6:8 بعد از ظهر | |






اس ام اس روز زن

بر عالمیان رحمت بی حد آمد

زیبا گهر رسول امجد آمد

تبریک به شیعیان اهل عالم

چون فاطمه دختر محمد آمد

ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) مبارک باد . . .

.

.

.

این مژده ی جانبخش ز سرمد آمد /میلاد یگانه بنت احمد آمد

ای شیعه تو را دهم بشارت امشب / یکدانه گل باغ محمد آمد . . .

.

.

.

بر آینه ی جمال داور صلوات / بر آبروی آل پیمبر صلوات

بر فاطمه ای که شد به شأنش نازل / از سوی خدا سوره کوثر صلوات

ولادت حضرت فاطمه (س) مبارک باد

.

.

.

خلقت کائنات شد، بهر وجود فاطمه(س)

زنده همه جهان شد از، یمن ورود فاطمه(س)

پیش حریم حرمتش، خیل ملک کشید صف

از سر شـوق جملگی، محو سجود فاطمه(س)

.

.

.

البشارت که عیان مهر فروزان آمد

ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد

سر زد از برج نبوت مه رخشنده دین

روشن از نور رخش عالم امکان آمد

ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) مبارک

.

.

.

دختر ختم رسل هادى گل شاه رسل

از پس پرده عیان چون مه کنعان آمد

دسته دسته ملک از عالم بالا به زمین

بهر دیدار رخش خرم و خندان آمد

.

.

.

بر چرخ عفاف نور سرمد زهراست / محبوبه حق ، دختر احمد زهراست

خاتون قیامت است و بانوی بهشت / سر سلسله آل محمد زهراست

.

.

.

زهرا که گل سر سبد آل عباست

انوار خدایی زِ جمالش پیداست

در قدر و جلالتش چه گویم زین بِه

زهراست محمد و محمد زهراست

.

.

.

عالم زفروغ احمدی لبریز است

از جلوه حیِ سرمدی لبریز است

میلاد بتول است و فضای مکه

از عطر گل محمدی لبریز است

.

.

.

نور دگری به بیت احمد آمد

محبوب رسول حی�` سرمد آمد

تا عطر وجودش همه عالم گیرد

زهرا ، گل گلزار محمد آمد . . .

ولادت با سعادت حضرت فاطمه (س) مبارک باد

.

.

.

جبریل به عرش نقش کوثر زده است

طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب . . .

خورشید زمین و آسمان سر زده است

.

.

.

در باغ نبوت از نهال توحید

هنگام سحر گلی شکوفا گردید

چون غنچه ی گل ، خدیجه خندید چو دید

زهرا چو گُل محمدی می خندید


******************************


افتخار زنان همین بس که روز میلاد برترین گوهر خلقت

بانوی بهشت، فاطمه زهرا(س) روز زن نامیده شده است .

روز زن مبارک

.

.

.

همسر عزیزم

هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر

با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر

بر التهاب سرخ تنت نقش می زند

هر روز طرح پیرهنی عاشقانه تر

دوستت دارم ، روزت مبارک

.

.

.

ای زن، ای الطاف دستِ حضرتِ پروردگار

ای تو بهتر از همه هستی،  به صد ره آشکار

خنده ات چون روشنایِ صبحِ هستی،  پر ضیا

خنده ات چون دامنِ عرش خدا، مهدِ صفا

روزت مبارک همسر عزیزم

.

.

.

زن ، روشن ترین افق پیروزی ، پرشکوه ترین اوج موفقیت است

بوسه بر دستان پر مهرت میزنم و شکوه بیشتر را برایت آرزو میکنم

همسر عزیزم ، روزت مبارک

.

.

.

روز زن، روز نور گرفتن از درخشان ترین خورشید هدایت

روز آموختن باغبانی گل های خوشبوی یاس و نرگس

بر همه رهروان جاده سعادت مبارک باد . . .

.

.

.

یک دهان خواهم به پهنای فلک / تابگویم وصف زن را یک به یک

زن مگو دریای راز مرد هاست / مرجع رازو نیازو دردهاست

زن چه باشد آشنایی ناشناس / هرزمان پیداشود در یک لباس

.

.

.

همسرم ؛ ای که در تاروپود وجودم و در جای جای قلبم

حضورت همیشه احساس می شود .

تو که گرمی بخش زندگی ام هستی ، همیشه دوستت می دارم .

روزت مبارک .

.

.

.

آبی‌ترین ، دریایی‌ترین و آسمانی‌ترین تقدسِ زندگی‌مان

دستان‌تان را بوسه می‌زنیم . روزتان مبارک . . .

.

.

.

زن مگو مرد آفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو عرش خدا را قائمه

یک محمد یک علی یک فاطمه

.

.

.

روز زن بر هر زن ، پیرزن،خواهر زن، برادر زن ، پدر زن، مادر زن ،

سوزن ، آمپول زن ، پنبه زن ، بیل زن ، جر زن ، زیراب زن ،

و بقیه زنها مبارک


[+] نوشته شده توسط تنها در 11:13 قبل از ظهر | |






عاشقانه واسه همه اونا که عاشق ها


امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی تو گریستم

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند…

تا بدانی که بی تو چه میکشم

کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو

رودی از اشک به راه انداخته ام….

و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من

به تو این پیغام را می رساند که:

امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته

در حال فرو ریختن است

*****
تنها زیر باران قدم
نزن…میترسم تو هم مثل من دق
کنی…
******
عشقبازی را ندانستم قماری مشکل است

تا نشستم روبروی یار ، خود را باختم !

فکر کردم بُرد با من بود ، چون دل باختم
……
هیچ میدانی چه کردم ، کار دل را ساختم .
*******
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
…همه حرفا که آخه گفتنی نیست…

*******
گیرم… پایی نمی دهد تا پر وازکنم به سویت

کو بال آن که خود را باز افکنم به کویت

ترسم بمیرم و باز باشم در آرزویت

تا کی به سر بگردم در راه جستجویت

کز اشک شوق دادم یک عمر شستشویت

شادی نمی گشاید ای دل دری به رویت


[+] نوشته شده توسط تنها در 9:40 قبل از ظهر | |






مرگ

بازگشت همه به سوی اوست

سلام دوستای گلم امیدوارم که خوب باشید ولی من اصلا خوب نیستم آخه میدونید چرا ؟ مامان بزرگم دیشب توی سوریه در اثر سکته دار فانی رو وداع گفت خیلی حالم بده مثل آدمای منگ شدم فردا آخر شب میارنش فرودگاه از اونجا میارنش تا به خونه ی ابدیش ببرنش برایش دعا کنید تا با خانم زینب محشور بشه و ازتون میخواهم برای شادی روحش صلوات بفرستین ممنون


[+] نوشته شده توسط تنها در 5:29 بعد از ظهر | |






دوستي و چاي


دوستي و چاي
 
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه  ایست   هول هولکی و دمدستی.
این دوستی   ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را  رفع  نمی کنند.
این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود
 فقط از سراجبارمی خوریشان که چای خورده باشی
به  بعدش هم فکر نمی  کنی .

 

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو     .
این دوستي ها جان  می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دارتعریف کردن
 برای فرستادن اس ام اس  ها و ایمل های صد تا یک غاز. 
برای خاطره های دم دستی.
اولش هم حس خوبی به تو می دهند.
این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ.
می  نشینی با  شکلات فندقی می خوری و فکر  می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی.  
فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده درفنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر
  یک  مایع  سیاه و بد بو که چنان به  دیواره فنجام رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین
 ریخته بودی نه چای .

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل  لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش  منتظر  بمانی باید صبر کنی.
آرام باشی و   مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی  در یک  استکان کوچک کمر باریک.  
خوب نگاهش   کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه  جرعه بنوشی اش و زندگی کنی

[+] نوشته شده توسط تنها در 11:17 قبل از ظهر | |






19 راز طلایی برای تحکیم پیوند زناشویی



1. همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن. 2. همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش. 3. کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن. 4. هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌هایش و هنگام بحث هر دو را مد نظر داشته باش. 5. خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد. 6. کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند. 7. عیب‌های همسرت را دوست داشته باش. 8. مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است. 9. مسائل کوچک را نادیده بگیر. 10. مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند. 11. سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید. 12. وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید. 13. سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه میکند. با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید. 14. عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است. 15. قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز قرار بگذارید. 16. با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن. 17. با عشق همسرت را رام خود کن. 18. جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد. 19. بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست و این را بدان كه او قدر این کار را خواهد دانست.



[+] نوشته شده توسط تنها در 11:36 قبل از ظهر | |






به دنبال خدا نگرد


به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!


[+] نوشته شده توسط تنها در 10:51 قبل از ظهر | |






فلسفه شروع بارش باران !

فلسفه شروع بارش باران !









[+] نوشته شده توسط تنها در 6:47 بعد از ظهر | |






شعر


 دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم

[+] نوشته شده توسط تنها در 7:34 بعد از ظهر | |






فراموشم نکن


فراموشم نکن حتی اگه با دیگری هستی

اگه حتی تموم راه هارو رو به من بستی

فراموشم نکن حتی اگه از بوسه سیرابی

اگه حتی کنار چشم عشق دیگه ای خوابی

فراموشم نکن شاید یه یادت باشه امیدی

تمومه آرزوم اینه یه روزی دستتو میدی

فراموشم نکن شاید نباشی دیگه اون جوری

نمی دونم فقط اینو به یادم باش هر طوری

فراموشم نکن روزی که جسمت پیر و داغونه

خدا می دونه می مونم تو پیری عشق آسونه ..

[+] نوشته شده توسط تنها در 10:36 قبل از ظهر | |






تفاوت بین آسان و مشکل



Easy is to dream every night Difficult is to fight for a dream خوابیدن در هر شب آسان است ولی مبارزه با آن مشکل است Easy is to show victory Difficult is to assume defeat with dignity  نشان دادن یپروزی آسان است قبول کردن شکست مشکل است Easy is to admire a full moon Difficult to see the other side حظ کردن از یک ماه کامل آسان است ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است Easy is to stumble with a stone Difficult is to get up زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است Easy is to enjoy life every day Difficult to give its real value لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است Easy is to promise something to someone Difficult is to fulfill that promise قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است Easy is to say we love Difficult is to show it every day گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است Easy is to criticize others Difficult is to improve oneself انتقاد از دیگران آسان است ولی خودسازی مشکل است Easy is to make mistakes Difficult is to learn from them ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است Easy is to weep for a lost love Difficult is to take care of it so not to lose it گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است Easy is to think about improving Difficult is to stop thinking it and put it into action فکر کردن برای پیشرفت آسان است متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است Easy is to think bad of others Difficult is to give them the benefit of the doubt فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است Easy is to receive Difficult is to give دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است Easy to read this Difficult to follow خوندن این متن آسان است ولی پیگیری آن مشکل است Easy is keep the friendship with words Difficult is to keep it with meanings حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

[+] نوشته شده توسط تنها در 7:19 بعد از ظهر | |






نزديک ترين نقطه به خدا


نزديک ترين نقطه به خدا

نزديک ترين نقطه به خدا هيچ جاي دوري نيست.نزديک ترين نقطه به خدا

نزديک ترين لحظه به اوست،وقتي حضورش را درست توي قلبت حس مي

کني، آنقدر نزديک که نفست از شوق والتهاب بند مي آيد.

آنقدر هيجان انگيزکه با هيجان هيچ تجربه اي قابل مقايسه نيست.تجربه اي

که بايد طعمش را چشيد. اغلب درست همان لحظه که گمان مي کني در برهوت

تنها ماندي، درست همان جا که دلت سخت مي خواهد او با تو حرف بزند،همان

لحظه که آرزو داري دستان پر مهرش را بر سرت بکشد، همان لحظه نوراني

که ازشوق اين معجزه دلت مي خواهد تاآخردنيا از ته دل وبا کل وجودت اشک

شوق شوي وتا آخرين ذره وجود بباري. نزديک ترين لحظه به خدا مي تواند

در دل تاريک ترين شب عمر تو رخ دهد،يا در اوج بزرگ ترين شادي

دلخواسته ات.مي تواند درست همين حالا باشد و زيباترين وقتي که مي تواند

پيش بيايدهمان دمي است که برايش هيچ بهانه اي نداري. جايي که دلت براي

او تنگ است. زيبا ترين لحظه ي عمر و هيجان انگيز ترين دم حيات همان لحظه

باشکوهي است که با چشم خودت خدا را مي بيني.درست همان لحظه که مي

بيني او با همه عظمت بيکرانش در قلب کوچک تو جا شده است.

همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس، و نوراني و متعالي شدن حست را

درک مي کني.آن لحظه که مي بيني آنقدر اين قلب حقير ارزشمند شده است که خدا

با همه عظمت بيکرانش آن را لايق شمرده و بر گزيده.

و تو هنوز متعجب و مبهوتي که اين افتخار و سعادت آسماني چگونه و ازچه رو

از آن تو شده است.

توي آسمون دنياهر کسي ستاره داره .چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره؟

[+] نوشته شده توسط تنها در 5:44 بعد از ظهر | |






دلم پيشته


دلم پيشته... گل من مي دوني؟ بگو تا ابد پيش من مي موني

تو را دوست دارم با دل و جونم تا دنيا دنياست با تو مي مونم

وقتي چشماتو روبروم مي بينم وقتي عزيزم پيش تو مي شينم


هميشه پنهون ميخوامت از جون عشقت از قلبم نمي ره بيرون


نازنينم با تو بودن واسه من خواب و روياست


بيا پيشم تو نباشي اين دل من خيلي تنهاست


آرزومه با تو باشم تا ببيني دل چه حالي مي شه


بي تو تنهام تو را مي خوام يه روز بي تو يه سالي مي شه


*******************************


تو مرا می فهمی

من تو را می خواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی

تا ابد در دل من می مانی

[+] نوشته شده توسط تنها در 5:42 بعد از ظهر | |






اگر ...


اگر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،

و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.



اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛

عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.



اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛

محال نبود وصال!

و عاشقان که همیشه خواهانند،

همیشه می توانستند تنها نباشند.



اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.



اگر غرور نبود؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،

و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،

جستجو نمی کردیم.



اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛

با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،

حبس نمی کردیم.



اگر خواب حقیقت داشت؛

همیشه خواب بودیم.

هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛

ولی گنج ها شاید،

بدون رنج بودند.



اگر همه ثروت داشتند؛

دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.

و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛

تا دیگران از سر جوانمردی،

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.

اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،

اگر همه ثروت داشتند.



اگر مرگ نبود؛

همه کافر بودند،

و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.

ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.



اگر عشق نبود؛

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

اگر عشق نبود؛



اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.

اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،

من بی گمان،

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا.


آنگاه نمیدانم ،

به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟


گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

[+] نوشته شده توسط تنها در 10:45 قبل از ظهر | |






(کمک نمی خوای)


نشسته بود روی زمین و داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد.

بهش گفتم: کمک نمی خوای؟ گفت:نه.

گفتم: خسته می شی بذارخوب کمکت کنم دیگه.

گفت: نه خودم جمع می کنم.

گفتم:حالا تیکه ها چی هست؟بد جوری شکسته معلوم نیست چیه؟

نگاه معنی داری کرد و گفت:قلبم. این تیکه های قلب منه که شکسته. خودم باید جمعش کنم

بعدش گفت : می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن.

وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشونبسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شکوننش......

میخوام تیکه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده

داره آخه می دونی اون خودش گفته که قلبهای شکسته رو خیلی دوست

میخوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته خوب شه.

تیکه های شکسته ی قلبش رو جمع کرد و یواش یواش ازم دور شد. و من توی این

فکر که چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم

دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر کسی؟

انگاری فهمید تو دلم چی گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به

دست هر کسی نسپردم اون برای من هر کسی نبود.

گفت و این بار رفت سمت دریا


[+] نوشته شده توسط تنها در 7:26 بعد از ظهر | |






داستان

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»

رییس پرسید: «بابا خونس؟»

صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»

رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»

ـ بله

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

دوباره صدای کوچک گفت: «نه»

رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»

کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»

رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»

کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»

ـ مشغول چه کاری است؟

کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»

رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»

صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»

رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»

کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»

رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟»

کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من» .


[+] نوشته شده توسط تنها در 11:44 قبل از ظهر | |






bye ta hi

سلام دوستاي گلم اين پست و گذاشتم كه بگم ديگه نمي تونم زود به زود آپ كنم خوشحال ميشم وقتي به وبلاگ حقير من سر مي زنيد با نظرات دلنشين خودتون من و تشويق به بهتر كردن وبلاگم كنيد خيلي دوستون دارم


[+] نوشته شده توسط تنها در 5:54 بعد از ظهر | |






ميخواهم براي تو بنويسم

 

وقتي ميخواهم براي تو بنويسم دوست دارم از هر چه در طبيعت است کمک بگيرم از

يک گل سرخ تنها در بيشه اي بي نشان از کبوتري که در ابر ها لانه دارد. از چشمه

اي زلال آنقدر زلال که انسان حيفش آيد قطره اي از آن بنوشد از شاپرکي که صداي

خود را صيقلي داده از پروانه اي که هر روز زيباتر ميشود از کوهي که هيچ پايي به

قله اش نرسيده از دريايي که دستي کاکل موجهايش را لمس نکرده از قصه اي که

هيچ گوشي آن را نشنيده و از تصويري که هيچ نقاشي آن را نکشيده است.

وقتي ميخواهم براي تو بنويسم دوست دارم از هر آنچه در کاينات است کمک بگيرم

دوست دارم ستاره ها را آب کنم و به جاي جوهر در قلم بريزم تا کلمه هايم نوراني

شوند. دوست دارم در خلوترين نقطه ماه بنشينم و حرف دلم را براي تو بنويسم دلم

نميخواهد هيچ کس حتي فرشته هايي که در دو طرف شانه هايم زندگي مي کنند

حر فهايم را بشنوند.

من تو را در همه اي کاش هايم ميبينم. تو را در همه دلواپسي ها و دلشور هايم در

اشکها و شاديهاي کودکانه ام در حسرتها و آهها و در سوزو گدازهايم ميبينم من هر

دري را به اميد آمدن تو باز ميکنم و هر دفتر چه اي به اميد خواندن نام تو ورق ميزنم با

کلمه هاي نمي توانم حرف بزنم کاش حرفهاي ساکتم را ميشنيدي حرفهاي که در

چشمهايم زندگي ميکنند. حرفهايي که هيچ گاه نتوانستم بر زبان بياورم . به آويشن و

سوسن و شبنم اين حرفها سالها ست که منتظرند به تو برسند. مي خواهم برايت

آسماني بسازم و خورشيدي که هيچ گاه غروب نکند مي خواهم برايت کهکشاني

بسازم که هيچ فرشته اي به آنجا نرسيده باشد مي خواهم قلبم شعله اي گيرا باشد

و من در پرتو آن تا روز قيامت بسوزم و تو را تما شا کنم.


[+] نوشته شده توسط تنها در 10:53 قبل از ظهر | |






یادم باشه

 

یادم باشه به سلام ها دل نبندم و از خداحافظی ها غمگین نشم ، یادم باشه باید عادت کنم به تکرار

یکنواخت روزگار ، یادم باشه اگه با دروغ و خیانت و دورنگی فریبم دادن ، صادق و روراست بمونم

، یادم باشه اگه قلبمو شکستن ، اگه طرد شدم و اگه غرورم رو له کردن ، اگه تحقیر شدم ،  به جای

نفرین ، دعاشون کنم . چون همیشه میگن خدا را جا به دلهای شکسته ست ، یادم باشه روی چهره

ی غمگینم یه نقاب شاد با لبخند بذارم تا کسی نفهمه پشت این چهره چی میگذره ، یادم باشه به

هیچ کس و هیچ چیز اعتماد نکنم و هیچ حرف قشنگی رو باور نداشته باشم ، یادم باشه دوست 

داشتن تاریخ مصرف داره و تا وقتی دوستت دارن و بهت علاقه نشون میدن که چهره جدیدی پیدا نشده

باشه ، یادم باشه فریادمو توی گلو خفه کنم و اشکهامو توی خلوت تنهائیم ببارم ، یادم باشه خودمو 

پیش هیچکس زود ورق نزنم ، سفره دلم رو پیش هیچکس باز نکنم و حرفها و درد دلهامو پیش خودم

نگه دارم ، یادم باشه تنهائی و خلوت رو به عشق های دروغین ترجیح بدم ، و حالا باید یه چیز جدید

یاد بگیرم ، باید یاد بگیرم سکوت کنم . آره . دیگه در مقابل همه ی تهمت ها ، همه ی دروغ ها ، همه 

ی فریب ها ، همه ی ریاها و دورنگی هائی که می بینم و می شنوم و حس می کنم فقط و فقط 

سکوت میکنم 


[+] نوشته شده توسط تنها در 9:31 قبل از ظهر | |






اس ام اس عاشقانه تبریک عید نوروز ۱۳۹۰ (تقدیم به محمد)

 

 

سال تحویل شد و من
تمام دلتنگیهایم را
به جای تو
 در آغوش می کشم
چقدر جایت میان بازوانم خالیست
 نوروز مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


 تمام دقايق مانده از عمرم به همراه زيبا ترين بوسه های عاشقانه
عیدی  است براي تو

 نوروز مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم   امید وارم شیرینی لحظه هایت به اندازه تلخی لحظه هایم زیاد باشد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

لحظه های هستی من از تو پر شده ست
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
...در تمام ماه
در تمام سالی که گذشت...
 نازنین من
.
.
.
نوروز مبارک

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


شب را
در می نوردم
و ز تاریکی گریزی ندارم
می دانم روشنایی در راه است
و فانوس عالم گونت
روشنی مهتاب
به تن دارد

 نوروز مبارک

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


 

 باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطرههای باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


بي تو آرزو ميكنم لحظه سال تحويل هيچگاه نرسد
 امسال بدون تو نوروز برايم مفهومي ندارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست

پس دوستت دارم بهترینم نوروز مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


[+] نوشته شده توسط تنها در 5:13 بعد از ظهر | |






دلتنگی که سراغت میاد.....

 

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم.حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه

اگه دلتنگ شدي يه سر بزن اينجا.


 


[+] نوشته شده توسط تنها در 11:20 قبل از ظهر | |






اس ام اس چهارشنبه سوری


واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه
چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه
غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو
چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با یاد سرخی گونه هات..

درخشش چشمات ..

سوزانندگی لبهات..

 داغی عشقت

 از رو آتیش میپرم

دوستت دارم آتیش پاره  چهارشنبه سوری مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

انگـــــــاری غلغله ی محشـره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری

رســم خیلی خوبیه اگــه خرابش نکنیم

واســه مـن فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

 و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهار را با چهار شنبه سوري
تابستان را با آفتاب سوزانش
پاییز را با رنگهای آتشینش
و زمستان را
با گرما ی دلنشین اجاق ها
میشناسم
هزار سال است مسلمان شده ام
اما هنوز شعله های زرتشت
در جانم زبانه میزند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بشد «چارشنبه» هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد

چهارشنبه سوری گرامی باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 

 چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد.

.

.

.

ستاد روانی شدگان چهار شنبه اخر سال

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تام کروز ، نيکلاس کيج ، جنيفر لوپز ، رابرت دنيرو ، ياني ، ديوويد کاپرفيلد ، آنتوني رابيز ، خود من  و بقيه ي ستارگان جهان ازت خواهش ميکنيم چهارشنبه سوري مواظب خودت باشي

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.

چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتيش کباب ميشه.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آخرین سخنرانی اوباما:

ملتی که در چهارشنبه سوری  یکدیگر را با ترقه پاره می کنند
اگه انرزی هسته ای بدست بیارن  دنیا را پاره می کنند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم 

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته



[+] نوشته شده توسط تنها در 9:17 قبل از ظهر | |






مصرف انواع ویتامین های عشق ضروریست !


ویتامین B1 مخصوص خانمها !

این نوع ویتامین را خانمهای محترم مصرف کنند : به همسرتان توجه کنید



به پاهای عضلانی، به سینۀ فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشنه ی تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.

ویتامین A1 مخصوص آقایان !
این نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید



هیچ موقع خانمتان را با زنی دیگر، بویژه مادرتان، زن سابقتان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگز دربارۀ سایر روابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.

به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل كرده، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.


ویتامین B2 مخصوص خانمها !
این نوع ویتامین را خانمهای محترم مصرف کنند : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید



به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی با هیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویید در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیوۀ زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.

ویتامین A2 مخصوص آقایان !
این نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید



زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیدن هدیه نیز وجود دارد، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.

خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تداعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و به او توجهی ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟ یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خانمتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید. بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!

ویتامین B3 مخصوص خانمها !
این نوع ویتامین را خانمهای محترم مصرف کنند : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید



حمام را تمیز و آماده کنید. حوله ی تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم و موردعلاقه اش پذیرایی کنید.

ویتامین A3 مخصوص آقایان !
این نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : زنان نیاز به صحبت کردن دارند



شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.

وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."


ویتامین B5 مخصوص خانمها !
این نوع ویتامین را خانمهای محترم مصرف کنند : همسرتان را بابت آنچه می گوید تمجید کنید



به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسه ی او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!

ویتامین A5 مخصوص آقایان !
این نوع ویتامین را آقایان محترم مصرف کنند : شام بخرید و به خانه بیاورید



یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به همسرتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.ویتامین B6 مخصوص خانمها !
این نوع ویتامین را خانمهای محترم مصرف کنند : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید



این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آمادۀ رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در همه ی آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید و در نهایت چقدر او را دوستش دارید.


[+] نوشته شده توسط تنها در 9:32 قبل از ظهر | |






دست نوشته های مهاتما گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌ صفت باشم.
من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم.
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم.
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است
و تو هم به یاد داشته باش:
من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم.
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسان‌هاست.
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم.
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند.
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند.
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم.
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى.
من قابل ستایشم، و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آن‌هایى را که هر روز می‌بینى و با آنها مراوده می‌کنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت
اما همگى جایزالخطا


[+] نوشته شده توسط تنها در 10:41 قبل از ظهر | |






خداحافظ

 

چقدر آسون همه چی تموم شد

چقدر آسون عمر من حروم شد

چقدر آسون کم شدم عزیزم

چقدر آسون دارم اشک میریزم

آسون آسون گذشتی

آروم آروم شکستی

آره شکستی

ثابت کردی که بــــی وفـــایی

اما دلم هنوز میگه به پاش بسوز

آره اون بر می گرده میاد پیشت یه روز

اما آسون آسون زیر بارون خیلی آروم رفت از کنارم

کاش گفته بودی تو بد بودی منم تنهات میزارم به این زودی

اما ببین بازم ، گل نازم بزار رازم پیش خودت بمونه

وای از این دردم ، تن سردم از این قلبم چیزی نمونده


 


[+] نوشته شده توسط تنها در 6:47 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall